تبليغاتX
لینکین پارک

امیدوارم که حال همتون خوب باشه!

یک سال گذشت از تولد وبلاگم...خاطرات خوب و بد زیادی دارم.اما بهترین خاطراتی که داشتم پیدا کردم دوستام بود.توی دنیای واقعی امیدهای زیادی نداشتم و ندارم.تنها چیزی که فعلا برام مهمه دوستای اینترنتیم و وبلاگم و ..... اس!خلاصه....چیزای زیادی یاد گرفتم توی این یک سال...یاد گرفتم همیشه رک باشم و حرفامو بزنم و کم نیارم...یاد گرفتم یه تار موی دوستای با معرفت توی اینترنت رو به یکی از دوستایی که تو دنیای واقعی دارم نفروشم و ترجیح ندم.راستش از دوستام(حتی از بچه های اکیپمون)خیلی خوردم...راستش خیلی دیر فهمیدم که خودم میتونم به تنهایی همه چیز رو درست کنم.خیلی دیر فهمیدم.....خیلی دیر خودمو پیدا کردم.

شبی نیست که یاد گذشته و نامردی هایی که در حقم میشد به سرم نزنه و به خودم فحش ندم....خلاصه اینکه تنها حرفی که دارم اینه که به دوستاتون حتی اونی که ادعاش میشه دلش براتون پرپر میزنه دل خوش نباشین...من از اونی که ادعاش میشد برام میمیره و بدون من نمیتونه زندگی کنه...اونی که از یه خواهر هم برام عزیزتر بود بد خوردم...هنوز هم باورم نمیشه...میگن حسادت چیز بدیه...خلاصه این یک سال گذشت و حتی یکی از دوستام نمیدونه من وبلا گ دارم و توش مینویسم!!!!خیلی جالبه نه؟

-----------------------------

خوب...اهنگ لیتیوم رو فکر کنم گوشش داده باشید...اگه تو عمقش برید میبینین که امی لی برخلاف اینکه ظاهرش شاده از درون رنج میبره...از گذشته اش...از چیزایی که عذابش میدن!منظورش ار لیتیوم داروییه که ادمای افسرده میخورن...توی این اهنگ امی لی میخواد بگه دیگه نمیخوام این دارو رو بخورم...میخوام به یاد بیارم چرا و چی باعث شد که من این دارو رو مصرف کنم...

---------------------------

Lithium

لیتیوم

 

lithium- don't want to lock me up inside

لیتیم...نمیخوام منو در داخل حبس کنی

Lithium- don't want to forget how it feels without

لیتیم...نمیخوام که فراموش کنم که بدون اون چه احساسی میکنم

Lithium- I want to stay in love with my sorrow

لیتیم...میخوام که درعشق غمهایم باشم...

oh, but God I want to let it go

اوه...اما خدایا میخوام که رهایش کنم

come to bed, don't make me sleep alone

بیا در بسترم...نذار که تنها بخوابم

couldn't hide the emptiness you let it show

نتونستم که بیهودگی و پوچی که تو اجازه میدی من نشونش بدم رو پنهان کنم

never wanted it to be so cold

هرگز نخواستم که این اینهمه سرد و بیروح باشد...

just didn't drink enough to say you love me

فقط به اندازه ی کافی ننوشیدی که به من بگویی که تو را دوست دارم

I can't hold on to me

نمیتوانم به خودم تکیه کنم

wonder what's wrong with me

از خود میپرسم که چه اشکالی وعیبی دارم؟

Lithium- don't want to lock me up inside

لیتیم...نمیخوام منو در داخل حبس کنی...

Lithium- don't want to forget how it feels without

لیتیم...نمیخواهم که فراموش کنم که بدون اون چه احساسی می کنم

Lithium- I want to stay in love with my sorrow

لیتیم...می خوام که درعشق غمهایم باشم...

Oh, Don't want to let it lay me down this time

اوه...این بار نمیخوام که مرا بخواباند...

drown my will to fly,

قصدم برای پرواز را غرق کند

here in the darkness I know myself

اینجا در تاریکی من خودم را می شناسم

can't break free until I let it go

نمی تونم رها شوم تا زمانی که به اون اجازه دهم که برود...

let me go

رهایم کن...

Darling, I forgive you after all

محبوبم...اخرتو رو می بخشم

anything is better than to be alone

هرچیزی بهتر از این است که تنها باشی...

and in the end I guess I had to fall

و سرانجام حدس میزنم که باید سقوط می کردم

always find my place among the ashes

همیشه فکر میکنم که من متعلق به خاکسترهام

I can't hold on to me

نمیتوانم به خودم تکیه کنم

wonder what's wrong with me

از خودم می پرسم که چه اشکالی وعیبی دارم؟

Lithium- don't want to lock me up inside

لیتیم...نمیخوام مرا در داخل حبس کنی...

Lithium- don't want to forget how it feels without

لیتیم...نمیخواهم که فراموش کنم که بدون اون چه احساسی می کنم

Lithium- stay in love with me

لیتیم...میخوام که درعشق غمهایم باشم...

oh, I'm gonna let it go

اوه...میخوام رهایش کنم...

 

----------------------------

امیدوارم که ساعده جان خوشش اومده باشه.حرفی ندارم جز اینکه نظر یادتون نره!!

خداحافظ تا پست بعدی....

+ نوشته شده در Tue 1 May 2007ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط نوشین LP |